محمد مهدى ملايرى
228
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تحريف ديگرى است . و با اين نظر اين انديشه هم به خاطر مىگذرد كه شايد جابارقه هم در نوشته ابن خردادبه همين مردمى باشند كه بدينمحل منسوبند ولى چون اين دو كلمه هيچ يك چنين صيغهء جمعى را برنمىتابند ناچار بايد از اين انديشه هم گذشت و براى يافتن چنان كلمهاى به منابع اصلىترى كه واقعيات تاريخى و محلّى را بهتر و روشنتر بنمايانند مراجعه كرد ، و آن در صورت امكان منابع فارسى است زيرا ابن خردادبه در اينجا استانى از استانهاى دوازدهگانهء سواد يا سورستان را شرح
--> نزديك شروان ، و گويد آن چشمهء زندگى كه خضر عليه السلام يافت نزديك اين شهر است . ( ج 1 / ص 454 ) ولى هيچيك از اين دو محل با اين شهرى كه در آذربايجان بوده منطبق نمىگردد . در نزهة القلوب ص 75 ( به نقل از جغرافى كيهان ، ج 2 ص 150 ) هم باجروان آمده ، در آنجا در بيان عرض و طول آذربايجان گويد : « طولش از باكويه تا خلخال نود و پنج فرسنگ و عرض آن از باجروان تا كوه سينا پنجاه و پنج فرسخ » . ياقوت در جاى ديگر ذيل جابروان گويد جابروان شهرى است در آذربايجان نزديك تبريز ( معجم 2 / ص 2 ) . ابن خردادبه در المسالك و الممالك ، باجروان را يك بار در ديار ربيعه و در 37 فرسخى و شش منزلى نصيين نشانى مىدهد و اين شعر را هم نقل مىكند : سقى اللّه البليخ و تلّ بحرى * و باجروان قارعة الطّريق ( ص 95 ) و يك بار هم در شرح راه از آمد تا رقّه به طرف يسار باجروان را در 42 فرسخى و نه منزلى آمد و سه فرسخى رقّه نشانى مىدهد ( ص 96 ) . ( اين را قدامه هم ذكر كرده المسالك ص 215 ) . ابن خردادبه در جايى هم آن را ضمن شهرها و روستاهاى آذربايجان آورده ( ص 120 ) اين توضيح هم بايد اضافه شود كه در اينجا ابن خردادبه جابروان و باجروان هردو را به عنوان دو محل جدا از هم ذكر كرده و در جايى هم ذيل عنوان ( الابواب ) در ارمنستان قريه باجروان را در « قصص موسى عليه السلام » در آيهء شريفه « أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ الّذى حىّ » ذكر كرده و گويد آن صخره صخره شروان است و دريا هم درياى گيلان و قريه هم قريهء باجروان و آن غلامى هم كه كشته بود كه در اين قصهها ذكر آنها آمده ( سورهء كهف ( 18 ) آيه 63 و آيههاى پس از آن ) در قريه خيزان بوده ( المسالك ، ص 124 ) ابن خردادبه از جابروان هم در دو جا نام برده يكى ذيل عنوان شهرها و روستاهاى استان آذربايجان ( ص 119 ) و ديگر در ضمن شرح منازل بين مراغه و سلماس كه آن را در بيست و سه فرسخى مراغه و هيجده فرسخى اروميه نشان داده ( ص 121 ) . قدامه نيز جابروان را در دو مورد ذكر كرده يكى در شش فرسخى تفليس و هيجده فرسخى اروميه ( المسالك ص 213 ) و ديگر در بيان ابو ابجمعى مالياتى آذربايجان كه جابروان را جزء كورههاى آنجا نام برده ( المسالك 244 ) .